نوشته‌های آقای لامپ

۱۳ تیر ۱۳۹۰

حالم را بچسب


احتمالا خیلی آشفته شدم، همین که امروز می‌خندانم و فردایش میگریانم، همین که امروز غمم طنز گونه تراوش می‌شود و فردا ناله، همین که می‌نشینم و این لعنتی‌ها را فشار میدهم تا دو کلمه بنویسد . . .
همین که به همین سادگی‌ست شاید کلی آینده پشتش باشد!
هرچند آینده هم هیچ است، همانطور که گذشته هم هیچ بود؛
                  حالم را بچسب،
                            حالم را بپرس!