نوشته‌های آقای لامپ

۲۷ فروردین ۱۳۹۳

درختچه‌های گلدونی آقای لامپ

وقتی بهار میشه یکی از کارهایی که با اون به آرامش خوبی میرسم سر و کله زدن با گل و گیاه هست.

چندتا نهال کوچیک جلوی خونمون بود که توی گلدون کاشتم تا اونجوری که میخوام پرورشش بدم


دو تا کاج هم خریدم


این چند روز نیت کردم گلدونهای سنگی داشته باشم، رفتم کوه و چندتا سنگ پیدا کردم و شروع کردم به تمیز کردن و سوراخ کردن سنگ، اگه اون چیزی که توی ذهنم هست بسازم واقعا خوب میشه
این اون سنگیه که سر سوراخ کردنش با دریل و قلم و چکش و اسید حسابی خودمو زخمی کردم


نمیدونم کدوم نهال رو اینجا بکارم
دوستم هم به این کارم علاقمند شد و قرار گذاشتیم با هم سنگ پیدا کنیم، یه روز که رفتیم دنبال سنگ توی دامنه‌ی اولین کوه که نزدیک جاده بود یه چیز خوب پیدا کردیم، فسیل یه صدف که وزنش کمتر از 60 کیلو نبود خیلی خوشحالمون کرد
پایین اوردن این سنگ خیلی انرژی ما رو گرفت و سخت بود


کشوندن این سنگ تا یک چهارم راه تا ماشین 45 دقیقه طول کشید


بهار فصل زیبایی‌ست که هیچ وقت فرصت در آغوش کشیدنش رو نداشتم
من عاشق بهار و زیبایی‌های اون هستم، وقتی گلدونم درست شد حتما عکسش رو نشونتون میدم
شما هم برای این کارها تلاش کنید، روحیه شادی بهتون میده